به گزارش شهرآرانیوز؛ التهابات اقتصادی این روزها یا بهتر بگوییم این سالها فقط به سبد خرید روزانه مردم، منحصر نشده و حالا تمامی شئون زندگی خیلی از ما را به چالش کشیده است؛ از کم رنگ و بی رنگ شدن بسیاری از سرانههای فرهنگی و رفاهی خانوارها بگیر تا سخت شدن شرایط سفر برای دوستدارانش. در این بین اگر زائر باشی و دلت تنگ زیارت، شاید کار سختتر هم بشود؛ چون میزان عرضه و تقاضای این گونه سفرها نسبت به سفرهای غیرزیارتی، تمام حساب وکتابهای منطقی مسافرتت را به هم میریزد.
نمونه اش، همین ارقام واعداد عجیب وغریب بلیت پروازهای داخلی منتهی به شهر مشهد، به عنوان مهمترین کانون زیارتی کشور است که هزینههای این مقصد را مانند مقاصد بین المللی ایرانیها در کشورهای همسایه، بیش از حد گران و برای بسیاری از هموطنانمان، دست نیافتنی کرده است؛ چالشی که شاید یکی از علل آن، نحوه اعطای یارانه انرژی به شرکتهای هواپیمایی باشد و برخی صاحب نظران این حوزه نیز همین تغییر نگاه را سبب جهش نرخ بلیت هواپیما میدانند. دولت امسال، سهم ۹۷ درصدی خود را که تا سال ۱۴۰۳ برای هر لیتر سوخت به شرکتهای هواپیمایی تخصیص میداد، به ۷۰ درصد کاهش داد.
همین تغییر نرخ، کافی بود تا شرکتهای هواپیمایی، مابه التفاوت این نرخ را آن هم در جاهایی، به صورت دولاپهنا با مسافران هوایی حساب کنند. موضوع، نگران کنندهتر هم میشود اگر بدانیم کابینه در لایحه بودجهای که برای سال آینده تقدیم مجلس کرده، میزان یارانه سوخت هواپیماها را به ۳۰ درصد کاهش داده است؛ مسئلهای که به گفته حسنعلی اخلاقی امیری، عضو مشهدی کمیسیون تلفیق، با مخالفت اعضای این کمیسیون، روبه رو شده است و نمایندگان مردم به آن رأی مثبت ندادهاند.
در صورت تصویب این لایحه، شرکتهای حمل ونقل هوایی اگر امسال هرلیتر بنزین هواپیما را با ۷۰ درصد یارانه دولت خریداری میکردند، در سال آینده فقط ۴۰ درصد یارانه دولت، شاملشان میشد و باید ۶۰ درصد قیمت خرید پالایشگاهی (حدودا ۴۹هزار تومان بر لیتر) را از جیبشان میگذاشتند.
این آزادسازی یک جانبه نرخ سوخت هواپیما، سبب ازدسترس خارج شدن بیش از پیش ظرفیت زیرساختهای هوایی از چرخه ارائه خدمات عمومی و تشدید اختلال در خدمات حمل ونقل عمومی بین شهری و افزایش فشار تقاضای سفر بر سیستم حمل ونقل ریلی و جادهای (که وابسته به انواع یارانههای دولتی هستند) به ویژه در مسیر مهم و راهبردی زیارت میشد؛ چالشی که مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی نیز در گزارشی به آن اشاره کرده است و درباره مشکلاتی که به تبع آن در فرایند حمل ونقل بین شهری به وجود میآید، هشدار داده است و شاید همین هشدارها بود که نمایندگان مجلس را در رأی مثبت به این موضوع، عقب نشاند.
برای سال ۱۴۰۵ که به خیر گذشت، اما با وجود رأی نیاوردن لایحه، این سؤال مطرح میشود که آیا دولت تبعات چنین تصمیمهایی را درنظر میگیرد و اگر در آلبوم بودجه سالهای بعد دوباره به سمت چنین تصمیمی گام برداشته شود، باید منتظر چه اتفاقاتی در حوزه حمل ونقل کلان کشور به ویژه در مسیر زیارت امام رضا (ع) باشیم؟ در این فرصت، برخی از این تبعات را بررسی میکنیم.
به نظر میرسد این نگاه، ناشی از این تصور است که حمل ونقل هوایی یک خدمت پرهزینه و غیراقتصادی و درمقابل، حمل ونقل ریلی مسافری، خدمتی کم هزینه و اقتصادی است که سبب حمایت حداکثری دولت از حمل ونقل روی خطوط آهن به عنوان یک خدمت عمومی و گران سازی حمل ونقل هوایی به عنوان یک خدمت لوکس شده است.
این درحالی است که به عنوان نمونه در مسیر تهران-مشهد، با فرض یارانه سوخت یکسان، به طور متوسط هزینه تمام شده بلیت هواپیما و قطار ۴ ستاره با یکدیگر، برابر است و هزینه تمام شده بلیت قطار ۵ ستاره، حدود یک میلیون تومان از هواپیما بیشتر است، با این حال به دلیل حمایت یارانهای از حمل ونقل ریلی مسافری در این مسیر، قیمت بلیت قطار در محور مشهد-تهران از بلیت هواپیما ارزانتر عرضه میشود، درحالی که با اصلاح سیاستهای حمایتی و برقراری توازن بین حمل ونقل مسافری ریلی و هوایی، نه فقط بار اضافی حمل ونقل مسافری از شبکه ریلی کشور، کم و امکان سفر هوایی برای اقشار بیشتری از جامعه فراهم میشود، بلکه فشار کمتری نیز به منابع عمومی دولت و شرکت راه آهن برای پاسخگویی به تقاضای حمل ونقل ریلی مسافری وارد میآید.
در همین راستا برای حفظ توازن بین حمایت از شیوههای مختلف حمل ونقل، باید آزادسازی نرخ سوخت هواپیما، متناسب با نرخ بنزین و گازوئیل تنظیم شود.
دولت باید بداند که هر امکان رفاهی مدرنی که برای تسهیل زندگی شهروندان وجود دارد، به معنای لوکس بودن آن نیست. طی سالهای اخیر، به نظر میرسد که نگاه دولت به خدمات حمل ونقل هوایی، از یک خدمت عمومی و ضروری به سمت خدمتی لوکس و مخصوص دهک ثروتمند، تغییر یافته است.
اخذ مالیات بر ارزش افزوده از سال ۱۴۰۰، رهاسازی قیمت بلیت هواپیما بدون ایجاد سازوکارهای لازم برای نظارت بر وجود رقابت از سال ۱۴۰۳ و حذف مرحله به مرحله یارانه سوخت هواپیما از سال ۱۴۰۴، از مصادیق این تغییر نگاه دولت به خدمت حمل ونقل هوایی است که هزینههای زیادی را بر تمام مسافران هوایی، به خصوص زائران و مسافران مسیر پرتردد مشهد، تحمیل کرده است. این موضوع برخلاف روح ساده سازی زیارت امام رضا (ع) است که روزگاری نه چندان دور به عنوان حج فقرا نیز از آن یاد میشد؛ سفری که نه لوکس است، نه تشریفاتی و به واسطه ریشهای که در اعتقادات ما دارد، باید با عینک تسهیلگری به آن نگاه کنیم.
درحال حاضر و با یارانه فعلی که نصیب شرکتهای هواپیمایی داخلی میشود، قیمت هر صندلی اکونومی در مسیر مشهد-تهران، به عنوان پرمسافرترین مسیر هوایی کشور، چیزی بین ۴ تا ۷ میلیون تومان شناور است و این رقم در ایام شلوغ، بیش از اینها هم در بازار دادوستد میشود، حال در صورت کاسته شدن سهم یارانه سوخت هواپیماها و نزول پلکانی آن در چند سال، این نرخ با افزایشی تأمل برانگیز، بسیار دورتر از دسترس فعلی مسافران مسیرهای مختلف، خواهد شد و به شکاف قیمتی بیشتر سفر هوایی با سایر شیوههای عمومی و شخصی سفر زمینی، خواهد انجامید.
براساس گزارش مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی، مقایسه نحوه تنظیم گری کشورهای مختلف بر نرخ سوخت هواپیما، بنزین و گازوئیل، نشان دهنده سیاست گذاری کشورها در راستای حمایت از حمل ونقل هوایی است. در بیشتر کشورها با وجود دریافت مالیات و عوارض از بنزین و گازوئیل، از سوخت هواپیما هیچ مالیات و عوارضی دریافت نمیشود.
سیاست حمایت از حمل ونقل هوایی در کشورهای مختلف دنیا، نه صرفا یک سیاست رفاهی، بلکه برآمده از مزیتهای اقتصادی بیشتر حمل ونقل هوایی بر حمل ونقل ریلی و جادهای و منافع اقتصادی آن برای دولت و مردم است؛ چراکه توسعه بازار و خدمات حمل ونقل هوایی به ویژه افزایش تعداد مسافران و تعداد پرواز شهرها، تأثیر قابل توجهی بر تسهیل جابه جایی زائران و گردشگران میگذارد و این مسیر سبب توسعه اقتصادی، توسعه متوازن نقاط مختلف کشور و افزایش احساس رفاه و رشد سرمایه اجتماعی میشود.
علاوه بر این، با رونق بازار حمل ونقل هوایی، بهره وری فرودگاههایی که با هزینههای سنگین احداث شدهاند، نیز افزایش مییابد.
با گران شدن سفر هوایی، درصدی از تقاضای سفر بین شهری به حمل ونقل ریلی و جادهای انتقال پیدا میکند، این درحالی است که حمل ونقل جادهای با آمار سنگین تلفات و تصادفات وحشتناک روبه روست و ظرفیت حمل ونقل ریلی کشور، نیز امکان پاسخگویی به تقاضای مسافری بیشتر را ندارد، بنابراین بهره گیری حداکثری از زیرساختهای هوایی موجود در کشور، اعم از ناوگان و فرودگاه، در شرایط فعلی که سامانه حمل ونقل کشور با چالشهایی مانند صف تقاضا در تهیه بلیت قطار و واردات بنزین برای خودرو شخصی از یک سو و فرسودگی و کمبود ناوگان اتوبوس بین شهری ازسوی دیگر مواجه است، به طور جدی اهمیت پیدا میکند.
همچنین مرکز پژوهشهای مجلس در گزارش خود به مسئلهای اشاره کرده است که در چند سال اخیر نیز به مراتب شاهد وقوع آن بودهایم؛ پدیده ایجاد بازارسیاه بلیت هواپیما که به ویژه در ایام شلوغ و زیارتی، به یکی از چالشهای بزرگ برای زائران شهر امام رضا (ع) تبدیل میشود. افزایش قیمت بلیت تحت تأثیر افزایش نرخ سوخت هواپیما، مضاعف بر آثار تورم و افزایش نرخ دلار، سفر هوایی را برای بیشتر اقشار جامعه، استطاعت ناپذیر میکند و به کوچکتر شدن بازار و لوکس شدن حمل ونقل هوایی منجر میشو د.
در چنین بازاری، زمینه لازم برای مداخله دولت در امر نظارت بر رقابت، محدودتر و بستر سودجویی شرکتهای هواپیمایی بیشتر میشود. درنتیجه سودهای چندبرابری شرکتهای هواپیمایی، بدیهی و رشد افسارگسیخته قیمت بلیت هواپیما، پیش بینی پذیر است.